تقیه مداراتی؛ ابزاری برای مدیریت اختلافات و صیانت از «امت واحده»

به گزارش ایکنا، حجت الاسلام والمسلمین سیدمحمد میرهاشمی، استاد فلسفه و کلام حوزه علمیه، شامگاه 12 شهریورماه در نشست علمی « تحلیل کلامی کارکرد تقیه در تحقق وحدت اسلامی با تأکید بر مبانی فکری علامه جوادی آملی » اظهار کرد: تقیه کلیدواژه ای است که هم در مباحث فقهی و هم در مباحث کلامی امامیه مطرح است. وی با بیان اینکه در برخی موارد، تحقق وحدت اسلامی با مفاهیمی چون تقیه در چالش است، هدف از این نشست را بررسی این موضوع دانست که آیا تقیه واقعاً در تضاد با وحدت است یا خیر.

به گزارش ایکنا، حجت الاسلام والمسلمین سیدمحمد میرهاشمی، استاد فلسفه و کلام حوزه علمیه، شامگاه 12 شهریورماه در نشست علمی «تحلیل کلامی کارکرد تقیه در تحقق وحدت اسلامی با تأکید بر مبانی فکری علامه جوادی آملی» اظهار کرد: تقیه کلیدواژه ای است که هم در مباحث فقهی و هم در مباحث کلامی امامیه مطرح است. وی با بیان اینکه در برخی موارد، تحقق وحدت اسلامی با مفاهیمی چون تقیه در چالش است، هدف از این نشست را بررسی این موضوع دانست که آیا تقیه واقعاً در تضاد با وحدت است یا خیر.

میرهاشمی در این نشست توضیح داد: برای تقیه دو کارکرد تعریف می شود؛ نخست، کارکرد تقلیل گرایی یا «تقیه خوفی» که بیشتر جنبه فردی دارد و فرد در آن برای دفع ضرر، اعتقادات خود را منکر می شود. دوم، رویکرد اجتماعی یا « تقیه مداراتی » است که در واقع معنای حقیقی وحدت آفرینی را دارد.

استاد حوزه علمیه با اشاره به اینکه تقیه مداراتی مورد توجه برخی علمای معاصر از جمله علامه جوادی آملی بوده است، تصریح کرد: از نظر ایشان، وحدت به معنای نفی تفاوت های مذهبی نیست، بلکه تقیه مداراتی به معنای جلوگیری از تبدیل اختلافات علمی به نزاع های اجتماعی است.

وی با محوریت آیه 106 سوره نحل که شأن نزول آن در مورد جناب عمار است، اظهار کرد: علامه جوادی آملی در ذیل این آیه به چهار مسئله کلیدی اشاره دارد: تفکیک میان ایمان و بیان آن، ملاحظه مصلحت امت، مسئله اخوت دینی و مدیریت اختلاف؛ مؤلفه هایی که ظرفیت نظری لازم را برای این بحث ایجاد می کند.

وی در ادامه تأکید کرد: تقیه از منظر ایشان به معنای نفاق یا تغییر عقیده نیست، بلکه ابزاری برای مدیریت اختلاف است تا از تبدیل تنش های علمی به نزاع های اجتماعی و میدانی جلوگیری شود. تقیه یک تاکتیک یا قرارداد ساده نیست، بلکه برآیند عقلانیت وحیانی است و برای حل تعارض میان تقیه و وحدت اسلامی، باید از تقیه خوفی فاصله گرفت.

آفات تلقی نادرست از تقیه

میرهاشمی با تأکید بر اینکه تلقی نادرست از تقیه یکی از چالش های جدی در مسیر تقریب مذاهب است، بیان کرد: برخی تصور می کنند تقیه به معنای نفاق اعتقادی است، در حالی که علامه جوادی آملی میان «باور درونی» و «اظهار بیرونی» تفاوت قائل شده اند. از منظر ایشان، هرچند شأن نزول آیه مذکور مربوط به حفظ جان یک فرد در برابر مشرکان است، اما ایشان این مفهوم را تعمیم داده و معتقدند که تقیه تنها محدود به صیانت فردی نیست، بلکه شامل روابط اجتماعی نیز می شود.

وی در ادامه توضیح داد: از نظر علامه، این آیه به تنهایی ظرفیت لازم برای تعمیم به سطح جامعه را ندارد؛ لذا ایشان استدلال اجتماعی خود را بر پایه قاعده «اهم و مهم» بنا کرده اند. به این معنا که اگر اظهار یک عقیده موجب اختلاف، بروز تنش اجتماعی و دوری مسلمین از یکدیگر شود، شارع مقدس اجازه کتمان آن عقیده را می دهد. بنابراین، اگر کتمان عقیده برای یک شخص مجاز باشد، برای حفظ حیات سیاسی و اجتماعی جامعه، این موضوع به طریق اولی اهمیت بیشتری داشته و حتی واجب است.

استاد حوزه علمیه افزود: از این منظر، تقیه نه به معنای نفاق و عقب نشینی منفعلانه، بلکه نوعی «مدارا» برای تقریب مذاهب است که در سیره معصومین(ع) نیز به وفور دیده می شود؛ مانند توصیه های ایشان به موالیان برای عیادت از بیماران و شرکت در تشییع جنازه آنان.

میرهاشمی با اشاره به منظومه معرفتی علامه جوادی آملی تصریح کرد: در دیدگاه ایشان، عقل برهانی هرگز در برابر دین قرار نمی گیرد، بلکه عقل همانند نقل، از منابع کشف تشریع الهی است. لذا اگر اظهار یک عقیده سبب اختلاف میان مسلمین شود، «عقلانیت دینی» به عنوان تنظیم گر رفتار وارد شده و حکم می کند که حفظ اساس دین (که اهم است) بر تظاهر به عقاید مذهبی و فقهی (که مهم است) ترجیح داده شود. به تعبیر دیگر، تقیه مداراتی در واقع سلطه عقلانیت دینی بر احساسات فرقه ای و مذهبی است.

استاد کلام حوزه علمیه بیان کرد: برای دستیابی به وحدت دینی باید به تقیه مداراتی روی آورد؛ چرا که این رویکرد باعث می شود بدون کوتاه آمدن از عقاید، آن ها حفظ شوند. در مقابل، کارکرد تقلیل گرایانه تقیه، خود به چالشی برای وحدت و حفظ جان مسلمین تبدیل می گردد.

رعایت مصلحت امت

وی در ادامه افزود: مؤلفه دیگر در منظومه فکری علامه جوادی آملی، «مصلحت امت» است. با توجه به اینکه آیات قرآن بر «امت واحده» تأکید داشته و از اختلاف نهی کرده اند، ایشان به استناد همین آموزه ها تأکید دارند که جامعه اسلامی دارای یک هویت واحد است؛ لذا «کتمان مداراتی» در واقع برای حفظ همین پیکره واحد به کار می رود و تقیه مداراتی، عاملی برای صیانت از سرمایه های جهان اسلام است.

استاد حوزه علمیه همچنین اظهار کرد: «اخوت اسلامی» مقوله دیگری است که تقیه را می توان در قالب آن تبیین کرد؛ چرا که قرآن کریم مؤمنان را برادر یکدیگر معرفی نموده است. از این رو، انسان مؤمن نمی تواند آثار اجتماعی رفتار و گفتار خود را نسبت به دیگران نادیده بگیرد و هرگونه تخریب، توهین یا تحریک احساسات مذهبی دیگران، با تحقق «امت واحده» در تضاد است.

میرهاشمی تصریح کرد: اگر جامعه ای دچار تنش های مذهبی شود و با تحریک احساسات فردی، زمینه ساز جنگ های فرقه ای گردد، قطعاً در برابر امنیت روحی و روانی جامعه ایستاده است.

تمایز بین اختلاف و تفرقه

استاد حوزه علمیه تصریح کرد: مسئله «مدیریت اختلاف» نیز موضوع مهم دیگری است. ایشان میان «اختلاف نظر» و «تفرقه» تمایز قائل شده و معتقدند وحدت به معنای نفی اختلاف، تعطیلی عقیده یا توقف بحث های علمی نیست؛ بلکه باید اصول مشترک حفظ شده، اختلافات مدیریت گردند و بستری امن برای مباحثات علمی ایجاد شود.

وی در ادامه بیان کرد: از نظر علامه جوادی آملی، بحث های اعتقادی و پیچیده کلامی نباید در محیط های عمومی مطرح شوند. البته این امر به دلیل عدم فهم مخاطب نیست، بلکه هدف این است که این مباحث در محیط های علمی صورت گیرند تا مخالفان نیز بتوانند نقدهای خود را وارد کنند و در نتیجه، چارچوب های اخلاقی بحث، مناظره و گفت وگوی علمی به طور کامل رعایت شود.

میرهاشمی در پایان تأکید کرد: وحدت امت قطعاً با «یکسان سازی اعتقادی» تفاوت دارد و کارکرد تقیه مداراتی، جلوگیری از تبدیل اختلاف نظر و عقیده به نزاع اجتماعی است. بنابراین، در مناسبت هایی مانند «هفته وحدت» باید بر تقیه مداراتی تأکید شود که بستری مناسب برای ایجاد وحدت است؛ البته این امر باید با تکیه بر همان چهار مؤلفه ای باشد که آیت الله جوادی آملی بر آن ها تأکید و تصریح داشتند.

انتهای پیام

نظرات

captcha